مرتضى مطهرى
584
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
آن است و نظر به اينكه سياست علوى بر اجراى جنبههاى ضدنژادى و ضدطبقاتى اسلام بود و طبعاً اجراى اين اصل بر عرب خصوصاً قريش - كه خود را نژاد برتر مىدانست - دشوار بود ، امويان از نخوت عربى و قرشى به سود حكومت خويش بر ضد علويان استفاده مىكردند . لهذا امويان با هر عنصر طرفدار علويين اعم از عرب يا ايرانى يا افريقايى يا هندى مبارزه مىكردند . مظالمى كه آل على و پيروان عربشان از امويان ديدند ، از مظالمى كه بر ايرانيان در آن دوره وارد شد بسى بيشتر و جانگدازتر بوده است . از سال 132 كه عباسيان روى كار آمدند ، دفتر سياست ورق خورد . سياست عباسيان تا زمان معتصم - كه عنصر ترك روى كار آمد - بر مبناى حمايت از ايرانيان و تقويت ايرانيان عليه اعراب بود . صد سالهء اول عباسى براى ايرانيان عصر طلايى بوده است . برخى وزراى ايرانى مانند برامكه - كه از اولاد بوداييان بلخ بودند و فضل بن سهل ذوالرياستين سرخسى ، بعد از خليفه بزرگترين قدرت به شمار مىرفتند . ايرانيان در قرن اول حكومت عباسى هر چند در رفاه بودند ، ولى از نظر سياسى جزء قلمرو خلافت اسلامى بودند و حكومت مستقلى نداشتند . اما پس از صد سال يعنى از زمان حكومت طاهريان بر خراسان و بالخصوص از زمان صفاريان ، حكومت مستقل تشكيل دادند . و البته اين حكومتهاى مستقل در عين حال تا پايان خلافت عباسى تحت نفوذ معنوى خلفاى عباسى بودند . مردم ايران براى مقام خلافت به اعتبار نام جانشينى پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله نوعى قداست قائل بودند و حكومت هيچ حاكمى را در ايران مادامى كه منشورى از خليفه نمىآورد شرعى و قانونى نمىدانستند . تا آنكه در قرن هفتم دستگاه خلافت عباسى برچيده شد و اين جريان خاتمه يافت . پس از برچيده شدن خلافت عباسى ، خلفاى عثمانى در غيرايران تا حدى نفوذ معنوى داشتند ولى در ايران به علت تشيع اين مردم و غيرشرعى دانستن خلافت ، به هيچ وجه نفوذى نداشتند . برخى از مستشرقين و در رأس همهء آنها سرجان ملكم انگليسى ، دوقرن اول ايران اسلامى را - يعنى از حدود نيمهء قرن اول هجرى كه ايران فتح شد تا حدود نيمهء قرن سوم هجرى كه كم و بيش حكومت مستقل در ايران تشكيل گرديد - به اعتبار